تبليغاتX


__________________ ***آسمان ستاره***

***آسمان ستاره***

رنگ نگاه

 

 

 

 

 

 

 

یک تکه نان بیات چند شب مانده

یک کاسه ئ ماست وز کرده وترشیده

یک پیاز له شده و گندیده

نیم دست استکان نعلبکی لب پریده ورنگ زرد گرفته

و قوطی چایی خالی

پنج شکم خالی وگرسنه

پنج جفت چشم پر از اشک وآه

یک تخته زیلوی نخ نما ورنگ و رو رفته

و یک سطل زباله ئ خالی

یک نقاشی به شکل ستاره   روی دیوار گچی نمدار که با ذغال

کشیده شده

....

یک میز سلطنتی پر از گوشت و مرغ و ماهی بریان شده

و نوشیدنی های رنگا رنگ 

ظروف درجه یک

چندین شکم سیر که نقش قحطی زده ها را خوب بازی میکنند

چند جفت چشم از حدقه بیرون زده

چند تخته فرش ابریشمی و گرانبها

وسطل های خفه شده از زباله

 و سقفی پر از نقوش ستاره های نقره ای

 

.... و یک دل غمگین و شکسته و عاشق

با یک جفت چشم گریان

بوی غذای سوخته ...با یک فنجان چای نیمه خالی سرد

ولی با حس تازه ای که ریشه در باورش کرده

سیر از ادما با اندیشه های گرسنه

یک دنیا حسرت وآرزو

و بایک تقویم از چهارده قرن  گذشته

یک بلیط سفر خارج  و با این همه پول

خود کار  نیمه تمام و چند برگ کاغذ

یک قطعه عکس کوچک

 روی میز ستاره   و صدای اهنگی که دوستش دارد...

ستاره  آی ستاره....

 گاهی با هم             گاهی به یاد هم       گاهی برای هم

گریه کنیم زیر بارون

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 9 بعد از ظهر توسط ستاره*** |


 

 

 

    

بی تو گریه کنم یا نکنم ؟        یک تردید میشوم ویک تکرار    

 و بی تو جرات یک فریاد بی رنگ میشوم 

بی تو عاطفه ئ ذهنم بیمار میشود و شمیم شکوفه ها قهر میکنند

 و

رنگهایشان

میریزد و غروب بلند بلند آواز میخواند

بی تو گریه کنم یا نکنم ؟ 

و با تو صبح     زودتر از رنگ سحر بیدار میشود 

و با تو شعرم رنگ نغمه گستر میگیرد

 و

باغ آفت  دیده ئ رنگهایم شرمگین

میشود

با تو دیگر نمیترسم از بی برگ وباری  بی قراری 

با تو لاله ها مهمانی میگیرند وخشونت در حیرتی وصف نا پذیر میگرید 

و آسمان چشمانم دیگر غمگین و خسته نمی ماند 

با تو دریای دل من یک رسم میشود 

با تو گریه کنم یا نکنم ؟

دیریست در شوق رهایی از ددان در رنگ دامی اسیرم 

و عطشناک لب تشنه ئ رنگ یک جویبارم

دیریست در انتظار با تو بودن هم بستر درد و خاکستر ی از عشق میشوم

بی تو آتش باورم  

و در انتظارت ای آزادی هم دوش مهتابم 

و با تو ستاره *** میشوم

با تو گریه میکنم

بی تو گریه میکنم...

 

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 7 بعد از ظهر توسط ستاره*** |


 

 

 

 

عطر نفسش  شد  عطر گلها 

 خون جگرش شد رنگ گلها

بند ارزوها پار ه پاره

از برگ گل  هم لطیفتر بود

لا لایی عشق بود لا لایی او

پژ مرد و شدند شکوفا گلها

گلها همه رنگ دل مادر

 بـــــَـــــه   چه رنگ باغی

چه هوایی 

از جنس کدام زمانـــه هستی ؟

 

 

عطر نفسش...عطر خودش شد!!

رنگ جگرش رنگ خودش شد

بند ارزوها شده محکم

لا لایی مرگـــــــ بود لا لایی او

با  بوی گل و عطر هوس"

غنچه ها سوختن ودود شدن

رنگـــــــــ پاییز  شدن نور شدن 

 آه  چه مادری..!!  آه   چه رنگی..!!

از جنس کدام زمانــه هستی؟

جایت کجاست  ؟ ترانه ئ من

باغ غزل ؟ یا که  باغ اهن ؟

 در طعم خوش  ستاره ئ اشک ؟

هستی  و همه  رنگین کمانم

 تو ستاره ای *** نور  مادر ی

راز مادر  و همراز گلی

 رنگ من رنگ ستارستــــــــــ

بـــــــَـــــه چه رنگی داره مادر

مادرم رنگ ستــــــــــــــــارست

                                            

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 7 بعد از ظهر توسط ستاره*** |


 

 

 

 

 

 

هزار رنگ سرو و سیب سپرده ام به خاک

هزار رنگ یاس بی بو سپرده ام به خاک

در آن مسیر که روزی هزار گرد باد خواهد آمد

هزار رنگ ستاره***سپرده ام به خاک

هزار غُرور خویش سپرده ام به خاک

و هزار یا حسین  سپرده ام  به خاک

آری خاک بوی گلاب میدهد...بوی تمنای بودن

حتی شیطان هم مست میشود

حتم دارم این خاک بی حاصل نیست...

شعر هایم را هزار بار به خاک میدهم

که پر از جاذبه ئ عرفانست

قامتی باید بست ..سجده ای باید کرد

خاک من رنگ تیمم دارد

خاک من بوی پدر

خاک من هزار بار رنگ ستاره ست

خاک من رنگـــــــــــ خدا ست

 

 

+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 4 بعد از ظهر توسط ستاره*** |



نگاهم رنگی دیگر میبیند..


HOME
E-Mail

LinkDump

اندیشه فـــردا
آرشيو پيوندهاي روزانه


Archives

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387


Links

زمزمه ی زندگی
خودمو خودم
بامداد خمار
اندیشه فردا



آمار وبلاگ
کاربران آنلاين:
بازديدها :


همه چیز یک روز تمام میشود

*წஜღ*.*წஜღ*.*წஜღ*



*წஜღ*.*წஜღ*.*წஜღ*

امروز دستانم خالی تر از روز های بی باران تَرَک بر هرچه دار و ندارم میزند امروز شعرهایم از بی آبی ته کشید اشکهایت را به من قرض میدهی؟
ستاره***

*წஜღ*.*წஜღ*.*წஜღ